شبکه انديشمندان قم

Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 72453
تاریخ انتشار : 18 فروردین 1394 23:57
تعداد مشاهدات : 2159

شعری زیبا پیرامون حضرت زهرا سلام الله علیها

از فاطمه مدحی بخوان

یک شب در ماه مبارک رمضان موقع افطار مهمان یکی از سادات جلیل القدر و بسیار بزرگوار بودیم، ایشان در حضور جمع به من رو کرده و گفتند: من دیشب در عالم رویا دیدم مجلس با شکوهی برپاست من در آن مجلس به شما گفتم: ای سبزی شیرین دهان از فاطمه مدحی بخوان.....







یک شب در ماه مبارک رمضان موقع افطار مهمان یکی از سادات جلیل القدر 
و بسیار بزرگوار بودیم، ایشان در حضور جمع به من رو کرده و گفتند:
من دیشب در عالم رویا دیدم مجلس با شکوهی برپاست من در آن مجلس به شما گفتم: 
ای سبزی شیرین دهان از فاطمه مدحی بخوان..... 
حالا خودت می دانی که با این خواب من چه کنی؟
من خوشحال شدم و همان شب این شعر را سرودم و هم اکنون تقدیم شما عزیزان می کنم. امیدوارم مورد عنایت خاص حضرت زهرا سلام الله علیها واقع شود.

 

از فاطمه مدحی بخوان

امشب شب وصل خدا یا شام أو ادنی بود

مهمانی اندر آسمان در لیلة الأسری بود

معراج احمد آسمان معراج ما شد این زمین

چون در مه مهر خدا خوانی ز أعطینا بود

بر سفره اولاد تو ما چون گدا مهمان شدیم

گفتا به من فرزند تو هنگام مدح ما بود

ما را چه بر مدح نبی ما را چه بر وصف علی

در مدح زینب مانده ایم کو دختر زهرا بود

ما را چه بر ذکر حسن ما را چه بر یاد حسین

در مدح قنبر مانده ایم کو نوکر مولا بود

از فضۀ زهرا بگو کز نور روی فاطمه

بر درد بی درمان دوا بر مردگان احیاء بود

زهرا بود نور خدا تصویر علم کبریا

هفت آسمان روشن ز او خورشید نا پیدا بود

او محور عرش و زمین بر روی احمد چون نگین

افلاک را شمس مبین چون زادۀ طاها بود

او مادر آل عبا او دختر خیر الوری

او همنشین مرتضی آئینۀ بابا بود

زهرا کجا و علم ما زهرا کجا و فکر ما

او بر ملائک مالک است صدیقۀ کبری بود

شمس و قمر مدهوش او آوای حق در گوش او

او کوثر گنج خدا دریایی از معنا بود

اندر زمین و آسمان گر هر چه زیبا بنگری

الحق که زهرا در جهان مجموع آن زیبا بود

گر اُمّ کلثومش دهد با یک نظر بر مرده جان

این خط درس اوّل از، آن مادر دانا بود

صدها چو موسی در یمش افتاده چون کشتی نوح

دردانۀ مریم کنون با یاد او عیسی بود

گر عاصف بن برخیا تخت سلیمان می برد

یک قطره علمش آمده کز سینۀ دریا بود

از او و حیدر یازده یوسف به دامانش نشست

عالم ز یوسف های او چون جنة المأوی بود

یوسف به یوسف های او چون عبد کنعانی شده

انگشت ها ببریده و حیران وجه الله بود

این بار او پیراهنش از سینه اش بشکافته

زیرا به وصل نور حق دیوانه وشیدا بود

زهرا علی زهرا ولی زهرا چراغ مصطفی

او والد و والی ما والاترین والا بود

زهرا امید انبیاء زهرا امام اولیاء

زهرا بود خیر النساء زیباترین زیبا بود

زهرا گل و ریحان دین دُری ز امّ المؤمنین

فخر خدیجه در برین او آیت عظمی بود

او طاهره است و راضیه، منصوره است و فاطمه

مشکات و زهرا و بتول مرضیۀ عذرا بود

نی از زمین نی آسمان نی حورونی از قدسیان

نی خالق و نی چون بشر انسیۀ حورا بود

زهرا فروزان جهان امید چشم آسمان

معنای تکبیر اذان او ثاقب سینا بود

حُبّش ولای حیدر و بغضش بود قهر خدا

او منجی هر عاشقی در روز واویلا بود

او مادر سادات نیست او مادر هر عاشقیست

بر روی این چشمان ما سادات او را پا بود

گر سلطۀ حق در جهان چون چتر رحمت پایدار

از عشق زهرا سلطۀ حق در جهان بر پا بود

در مسجد وصل خدا درها همه بسته شده

غیر از در عشق علی کز سمت زهرا وا بود

هر کس از این در رو کند سوی خدا دریا شود

و آن کس که این در رد کند نزد خدا رسوا بود

جبریل زین در با ادب با اذن او وارد شده

اذن دخولش یا علی ذکر لبش زهرا بود

امّا نمی دانم چرا این خانه پاک خدا

بعد از وفات مصطفی پر ماتم و غوغا بود

این در که درب جنّت است در آتش بغض عدو

می سوزد و می سازد و صابر به هر بلوا بود

مزد رسالت داده شد گویا به سقط محسنش

آه علی در چاه غم فریاد بی آوا بود

اندر جهان تنها خدا یک بار زهرا آفرید

از چیست زهرای خدا تنهاترین تنها بود

ای سبزی شیرین زبان از فاطمه مدحی بخوان

 هر چند مدحش تا ابد یک قطره از دریا بود









خدا  به آبروی حضرت زهرا سلام الله علیها فرج امام مهربانمان را برساند

 

هر کس خواهان ظهور است تا می تواند بگوید


الهی بفاطمه عجل لولیک الفرج



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :